احترام به حریم خصوصی واژه ی ناآشنایی برای ما ایرانیهاست.
یکی میاد سرخود گوشیتو چک میکنه و بعد طلبکارم میشه و انقدر تو بهش بها دادی و براش ارزش و احترام قايل بودی که این کارش برای خودش توجیح پذیر و حق مسلمش میشه.
چرا درک این موضوع سخته که ادما با هم متفاوتن. چرا ادما میخوان ما رو شبیهه خودشون کنن و مدام تلاش میکنن؟ واقعن چرا؟ دلیل این همه درک نشدن چیه؟ دلیل این همه خودخواهی چیه؟
تویی که عضوی از خانوادمی و برام عزیزی چرا انقد خودتو به درو دیوار میزنی که منو شبیهه خودت کنی؟ من شبیهت نیستمو نمیشم. من اینم. چه دلت بخواد چه نخواد. تو منو اینجوری نمیپذیری اما مهم نیست. دیگه برام مهم نیست. خیلی وقته خسته شدم از خودتو کارات. خیلی وقته اهمیت نمیدم بهت اما متوجه نمیشی. تو زندگیه خودتو داری. منم زندگیه خودمو دارم. وای وای متنفرم از این حرفات. از این منت گذاشتنات. از این ناسپاسیات. من ازت چیزی نخواستمو نمیخوام. بفهم زندگیه خانواده ها بهم وابستست. چرتکه انداختن نداره. مگه خوبیو کارایی که برای هم کردیم وزن داره؟ مگه همه چی عدده؟ تا یه بحث کوچولو میشه این جملت تو گوشمه. من خیلی براتون کار کردم شما چی؟؟؟مگه من خواستم؟ مگه من گفتم؟ هیچ دل داری؟ میفهمی دل شکستن یعنی چی؟ میفهمی واقعن؟ من مثه تو نیستم اگه در حق خانوادم کاری میکنم دنباله عدد و رقم باشمو کارای نکردمو بزنم تو صورتشون. تو اینجوری هستی و بودی. خستم کردی. باور کن وقتی باهات بحث میکنم از خودم بدم میاد. تو که زندگیه مستقلتو داری منو چیکار داری؟ نو حتا به مامانم رحم نمیکنی انقد تند میشی گاهی متوجه نیستی. دل من که بماند دل نیست انقد شکوندیش که سنگ شده دل مامانو با حرفا عادیت میشکنی. د بس کن. بارها بهت گفتم. نوشتم . رو در رو. بیفایده بوده. گاهی انقد تحت فشارم که میگم کاش خواهر نداشتم. شدی اینه ی دق. لعنتی به روم نزن انقد . انقد اشتباهمو به روم نزن. جرا توی زندگیم نظر میدی. لباس پوشیدنم راه رفتنم ارایشم رنگای وسایلم . تو نفوذ کردی تو همه چیم. تمومش کن. بریدم. تنها راه با تو بودن سکوته. میفهمی چقد خستم؟ فقط سکوت میکنم. بیای بری نیای نری به من چه. فقط سکوت. چون از دیکتاتور بودنت از بزرگ بودنت از خودخواهیت خستم
برچسب:
نویسنده: نوید حیدریان