
چقد دلم واسه نوشتن تنگ شده. یادمه با خودم قرار گذاشته بودم تا شبی یه شعر ننویسم نخوابم اما حالا دوساله هیچی ننوشتم...ناراحتم...نوشتن حس فوق العاده ایه. خلق کردن کلمات و چیدنشون کنار هم اونجور که از تو برمیاد حس عجیبیه. اینکه اون کلمات و اون جمله ها زاییده ی ذهن خودتن لذت بخشه.حتا منی که انقد ساده باهاشون بازی میکنم و نهایتن یه متن احساسی میشه لذت بخشه. دلم واسه نوشتن تنگ شده.واسه حس خوبش...الان اگرم بنویسم مثه قبل نمینویسم چون عاشقانه ها خیلی وقته تموم شدن. عاشقانه های احمقانه ی یک طرفه ای که آخرشون جز پوچی خودت نتیجه ای ندارن. جالب اینحاست که دیگه مثه قبل ...
ادامه مطلب